تأملات مربوط به روند صنعت و برنامه ریزی جانشینی در بازار پس از خودرو
با بزرگ شدن در یک تجارت چند نسلی ، من اغلب به گذشته و آینده صنعت تأمل می کنم. برخی از خاطرات جالب من شامل حضور در رویدادهای صنعت با پدربزرگ و پدر من یا گذراندن وقت در زمین گلف با سایر مشاغل ، جایی که رفاقت رونق می گرفت.
در آن زمان ، منظره پس از بازار توسط یک اکوسیستم کارآفرینی قوی شکل گرفته است. بازار توسط بازار ، کارگران وسایل شناخته شده و دارای روابط عمیق در جوامع خود بودند. آنها با مشتریان خود اعتماد کردند و اوراق قرضه خانوادگی ایجاد کردند. در حالی که رقابت وجود داشت ، همه تکه های پای خود را داشتند - هر شغل می دانست که کجا در چشم انداز رقابتی ایستاده اند و باعث احترام متقابل در بین مشاغل می شوند.
به عنوان مثال در همیلتون ، انتاریو ، بازار ، این صنعت از دهه 1990 و اوایل دهه 2000 شروع به تغییر کرد. یک بازار یک بار متعادل با مشاغل خانوادگی محلی و فروشگاه های کوچک متعلق به شرکت ها به سرعت تکامل یافت. رقبای کوچک که در انتهای پایین بازار قرار دارند ، شروع به جذب تجارت از تعداد زیادی اتومبیل و گاراژهای استفاده شده کردند که بر مشتریان آگاه بودجه متمرکز بود.
با وجود این تغییرات ، صنعت هنوز در مرحله رشد بود. با افزایش مداوم تقاضا ، تعداد رقبا در همیلتون از تعداد انگشت شماری به نزدیک به 30 مکان رقابتی پس از بازار و همچنین با فشارهای پس از فروش از فروشندگان OE رشد کرد - برای ذکر روان کننده ، و مشاغل تجهیزات تجهیزات که کانال مستقیم بودند.
اما اولین نشانه های اختلال اساسی در توزیع عمده فروشی هنگامی رخ داد که توزیع کنندگان بخش های بزرگ و تجاری با تجارت عمومی شروع به اجرای استراتژی هایی کردند که اساساً منظره را تغییر می داد. این مشاغل با افتتاح فروشگاه های متعلق به شرکت که دارای ده ها هزار فوت مربع موجودی هستند ، اساساً مراکز مینی توزیع را تأسیس می کنند. این امر به آنها اجازه می دهد تا موجودی را به مشتریان نزدیک کنند ، مراکز توزیع مرکزی را به مراکز سود با حاشیه بالا تبدیل کرده و قیمت را به ASP ها کاهش دهند و سطح توزیع را کاهش دهند.
در همین حال ، تکثیر قطعات به طور قابل توجهی میزان موجودی مورد نیاز را افزایش می دهد و باعث می شود تا به کارگران فشار بیاورند تا سرمایه گذاری زیادی را در انبار سرمایه گذاری کنند. در عین حال ، افزایش تجارت الکترونیکی تغییر بیشتر را تسریع کرد.
متأسفانه ، بسیاری از مشاغل - شامل ما - مجهز به سازگاری با این سطح از تغییر نبودند و فاقد فناوری لازم ، استعداد و برنامه ریزی جانشینی برای پاسخگویی مؤثر بودند.
یک نمونه بارز WorldPac بود که با موجودی گسترده ، تدارکات کارآمد و پلت فرم تجارت الکترونیکی B2B ، Speed-Dial ، بازار همیلتون را با طوفان به دست آورد. در طی تنها سه سال ، رقابت در بخش قطعات واردات برای ما تقریبا غیرممکن شد. من تخمین می زنم که از هر سه فروش بخش واردات در آن دوره به WorldPac رفت.
متأسفانه ، بسیاری از مشاغل - شامل ما - مجهز به سازگاری با این سطح از تغییر نبودند و فاقد فناوری لازم ، استعداد و برنامه ریزی جانشینی برای پاسخگویی مؤثر بودند.
ما اغلب برای پیش بینی روندها به منطقه بزرگ تورنتو (GTA) نگاه می کردیم. تکامل موتورسواری نگاهی اجمالی به آینده ارائه داد. فروش آن به Autoparts Entrepôt مرحله ای را برای مرحله بعدی تعیین می کند: موجی از ادغام و ادغام در سراسر صنعت.
با افزایش نیاز به موجودی های بزرگتر ، کارگران به طور فزاینده ای به تسهیلات اعتباری برای تأمین مالی گسترش سهام اعتماد می کردند. در همین زمان ، در سمت سرویس تجارت ، گاراژها و تعمیرگاه ها با سرمایه گذاری در املاک و مستغلات و متنوع سازی مدلهای تجاری خود ، مسیر متفاوتی را طی کردند. ماهیت دارایی سبک عملیات خدمات - همراه با حاشیه های سالم - آنها را برای سرمایه گذاران جذاب کرد. در حقیقت ، هم در کانادا و هم در ایالات متحده ، ارائه دهندگان خدمات خودرو به اهداف محبوب برای سهام خصوصی تبدیل شده اند ، به طوری که بسیاری از شرکت های متوسط بازار آنها را به اوراق بهادار خود اضافه می کنند.
با این حال ، همین مسئله در مورد مشاغل جابر نیز صادق نبوده است. خریداران مالی از نظر تاریخی به دلیل حاشیه پایین ، نیازهای دارایی بالا و جریان نقدی آزاد محدود از این بخش اجتناب کرده اند. این خصوصیات باعث می شود مشاغل جابر برای سرمایه گذاران خارجی کمتر جذاب باشد ، که بسیاری از اپراتورها را وادار کرده است که با احتیاط به رشد نزدیک شوند.
افتتاح مکان های جدید در بازارهای ناآشنا ("Greenfielding") برای ایجاد اعتماد و روابط از ابتدا نیاز به یک سرمایه گذاری استراتژیک و بلند مدت دارد. در حالی که فروش همان فروشگاه اغلب یک استراتژی رشد ایمن تر است ، گسترش به بخش های پایین تر از بازار خطرات ، به ویژه در مورد حساب های دریافتنی را به همراه دارد.
در نتیجه ، بسیاری از کارگران تصمیم به حفظ وضع موجود گرفتند و از مشاغل خود بیشتر به عنوان صندوق های بازنشستگی استفاده کردند تا موتورهای رشد آینده.
وقتی تصمیم گرفتم بعد از دانشگاه به تجارت شغل خانواده ام بپیوندم ، از چالش ها آگاه بودم. اگرچه برخی از کارگران با موفقیت مشاغل خود را به نسل بعدی منتقل کرده اند ، اما بسیاری از این مشاغل به عنوان موتورهای رشد قرار نمی گیرند. بدون نوآوری و سرمایه گذاری مجدد ، با تکامل صنعت ، منسوخ می شوند.
همانطور که به آینده نگاه می کنم ، می بینم که مسیر پیش رو برای کارگران نیاز به نوآوری دارد. مشاغل باید مدرن شوند ، در قابلیت های جدید سرمایه گذاری کنند و اگر امیدوارند که رقابتی بمانند ، فرایندهای برنامه ریزی پیشرفته تری را اتخاذ کنند.
تجربه من در مدیریت و مدرن سازی مشاغل خانوادگی ما فرصتی نادر به من داد تا این روند را کنار بگذارم. در طی یک دهه ، من به نوسازی استراتژیک متمرکز شدم - سرمایه گذاری در فناوری ، فرآیندها و استعداد برای حفظ و رقابتی تجارت.
با این حال ، همانطور که من شاهد دست اول بودم ، شرکت های بزرگی با دسترسی به مقیاس ، سرمایه و منابع متمرکز از حاشیه قابل توجهی برخوردار هستند. توانایی آنها در ساده سازی عملیات و اهرم اقتصاد مقیاس به آنها امکان می دهد سودآوری را حفظ کنند ، در حالی که مشاغل کوچکتر برای تکرار این مزایا تلاش می کنند.
موج اخیر فعالیت M&A در صنعت ، واقعیت هایی را که اکنون بسیاری از کارگران با آن روبرو هستند تأکید می کند. مشاغل خانوادگی دیرینه برای ارزیابی های متوسط به دست می آیند ، زیرا توزیع کنندگان بزرگ همچنان به ادغام بازار ادامه می دهند. این روند باعث می شود که من در مورد تجربه خودم در مشاغل خانوادگی و تصمیماتی که باید برای به حداکثر رساندن ارزش آن اتخاذ کنم ، تأمل کنم.
حتی با برنامه ریزی جانشینی جامد ، تقاضای رو به رشد صنعت فشار قابل توجهی را به مشاغل مستقل وارد می کند تا بتوانند استراتژی های خروج را در نظر بگیرند یا استراتژی های خروج را در نظر بگیرند.
همانطور که به آینده نگاه می کنم ، می بینم که مسیر پیش رو برای کارگران نیاز به نوآوری دارد. مشاغل باید مدرن شوند ، در قابلیت های جدید سرمایه گذاری کنند و اگر امیدوارند که رقابتی بمانند ، فرایندهای برنامه ریزی پیشرفته تری را اتخاذ کنند.
صنعت به سرعت در حال تغییر است. کسانی که آمادگی تکامل ندارند ، ادامه کار را به طور فزاینده ای دشوار می دانند. با این حال ، برای کارگران با پیش بینی برای پذیرش تغییرات ، هنوز هم فرصتی وجود دارد - خواه از طریق مشارکتهای استراتژیک ، سرمایه گذاری در فناوری یا توسعه مدلهای جدید تجاری.
برنامه ریزی جانشینی ، به ویژه ، نقش مهمی در اطمینان از انتقال موفقیت آمیز این مشاغل به نسل بعدی و ادامه رونق در یک بازار فزاینده پیچیده خواهد داشت.





